هاشیه های یک ورق سفید
حاشیه
مرا ندیده
و
نخوانده ورق میزد
از هاشیه ها می گذشت
و می گذشت بر متنی که من بودم
تاریخ هر روز پیر و پیر تر از روز دیگر
اما......
هنوز دستش روی ورقی جدید بود
ومی گذشت و نمی خواند
زمستان ۱۳۸۶ فرزاد
کلیه ی مطالب وبلاگ bagheban محفوظ است و کوپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز است. طراحی شده توسط یاس دیزاین